على محمدى خراسانى
360
شرح كفاية الأصول (فارسى)
واقع است . لذا بهتر بود به جاى طرق تعبّدى بفرمايد كه اصول عمليّه تعبّديه كه گاهى مجتهد نتيجهء اجتهادش رسيدن به يك اصل عملى است و قطعا تحصيل حجّت كرده ولى تحصيل ظن نكرده . ) لذا براى اينكه تعريف جامع و كامل باشد و موارد علم و اصل عملى را هم شامل شود ، به جاى تحصيل ظن تحصيل حجّت مىگذاريم . قوله : و منه قد انقدح : اخبارىها از اجتهاد فرارى هستند و آن را تحريم مىكنند . شايد به اين جهت كه اجتهاد را تحصيل ظن مىدانند و مىگويند ظنّ كه ارزشى ندارد و « لا يغنى عن الحق شيئا » و لذا اجتهاد هم اعتبارى ندارد . مرحوم آخوند مىفرمايد كه اگر كلمهء ظن را برداريم و جاى آن كلمهء حجّت را بگذاريم ، اخبارى نيز از قبول آن ابا و امتناع نخواهد كرد ؛ زيرا او نيز به دنبال حجّت است . البته در مصاديق و صغريات جاى نزاع هست و ممكن است چيزى را اخبارى حجّت ندارند و اصولى حجّت بداند ( مثل ظواهر قرآن ، اصل برائت در شبههء تحريميّه ) ولى در كبراى كلّى تحصيل حجّت نزاعى نيست و مهم همين است و گرنه در صغريات چهبسا ميان خود اخبارىها در مواردى نزاع باشد يا ميان اصولىها با يكديگر نزاع باشد . كما اينكه ميان اصولى و اخبارى نزاع بود ، ولى در كبراى كلّى اتّفاق كلمه دارند و تحصيل حجّت را همه لازم مىدانند و اجتهاد به اين معنا مورد قبول اخبارى و اصولى ، شيعه و سنّى ، انسدادى و انفتاحى است .